عینک دو چشمی
توی زندگی بار ها شده تا به مسائل مختلفی برخورد می کنیم که می بایست راجع به آنها عکس العمل نشان دهیم . خبری را از کسی میشنویم و راجع به آن فرد قضاوت می کنیم .
فراتر از آن , در زندگی روزمره بار ها و بارها آدم هایی را می بینیم که سعی می کنیم به نوعی در ذهن خود تعریف شان کنیم .
یک قضاوت یا دیدگاه معمولا بر اساس چند فاکتور مختلف به وجود می آید :
۱ : تجربه
۲ : علم و درک
۳ : قدرت تحلیل ( احساسی یا منطقی )
اگر ما بخواهیم قضاوت ها و یا دیدگاه ها را در دو گروه تقسیم کنیم , به این دو می رسیم :
۱ : خوش بینانه – مثبت نگری
۲ : بد بینانه – منفی نگری
تفکر های مثبت یا منفی اساسا در لحظه اول شکل می گیرند , یعنی به محض اینکه یک اتفاق می افتد مغز و اولین واکنش را نشان می دهد . تفکر مثبت یا منفی رابطه مستقیم بر قدرت تحلیل افراد دارد . کسانی که مرکزیت احساسی دارند بیشتر گرایش منفی و کسانی که مرکزیت منطقی دارند مثبت نگر هستند .
اما هیچ یک از اینها خوب نیستند . مثبت نگری باعث خونسردی و بیخیالی فرد خواهد شد و او را به شدت تنبل می کند و تحرک شخص را در واکنش به اتفاقات نابود می کند . همچنین منفی نگری صرف باعث ایجاد تشویش و نگرانی های بی مورد می شود که از درون به شخص ضربه می زند .
اگر برای هر کدام این دو درصدی ( % ) در نظر بگیریم شاید بهترین نسب ۶۰% مثبت و ۴۰% منفی باشد.
لازم به ذکر است که نوع دیگری از تفکرات وجود دارد که به آنها اندیشه و دیدگاه های تحلیلی گفته می شود که این مورد هیچ ارتباطی با بحث پیشین ندارد . و آن زمانی است یک شخص یک موضوع را تحلیل و نتیجه گیری میکند . که این نیز در دو بخش تقسیم می شود :
۱ : تحلیل مثبت
۲ : تحلیل منفی

دیدگاه ها