تولد
چه کسی می تواند روزگاری که با ورودت , با نگاهت , با صدایت و صدها با ی دیگر , عوض شدند را فراموش کند !؟
مگر می توان لجظه پرواز به سوی رویایی زیبا را , بار ها و بارها در ذهن تکرار نکرد !!؟
چگونه میشود برق روشنایی امید را در چشمانت دید و با تلخی گذشته وداع نکرد !؟
خاطرات ورق می خورند و می گذرند , چه تلخ و شیرین …
اما امروز , روزی است که می خواهم از تو بگویم , فقط تو …
اگرچه , روزگاری بود , که صداقت ها گم شده بودند , اما تو آنرا پیدا کردی …
اگرچه , روزگاری بود , که محبت ها فراموش شده بودند , اما تو آنرا به یاد آوردی …
اگرچه , روزگاری بود , که عشق نابود شده بود , اما تو آنرا احیا کردی …
و اما …
امروز تمام دنیا برای توست , برای تویی که تمام وجودت برای دنیا بود .
امروز تمام ترانه ها برای تو می خوانند , برای تویی که همیشه ترانه می خواندی .
امروز همه طبیعت هم صدای توست , برای تویی که تک صدا برای طبیعت می سرودی .
امروز روز پرواز توست , تویی که همیشه برای پرواز دیگران بال بودی .
برای دیروز , امروز و فردا …
و برای تمام دنیا , تمام ترانه ها , همه طبیعت و بالی که برای من هدیه داده بودی . . .

دیدگاه ها